تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/۱٦ | ٩:۱۸ ‎ب.ظ | نويسنده : ملیکا دشتی

 

 پیشینه:

 جشن نوروز از نخستین روز بهار همراه با شکوفه‌ی درختان و سرسبزی نهاد (طبیعت، Nature) و شادی آغاز می‌شود. برابر با گفته‌ی باستان شناسان، در گذشته این جشن یک ماه به درازا می کشید ولی امروز تا جشن سیزده دنبال می شود.

جشن نوروز را بسیاری از بزرگان جهان باشکوه ترین جشن گیتی نامیده‌اند و بزرگترین جشن مردمی ایرانیان است  که از روزگاران بسیار دور برای ما به یادگار مانده است و بنیاد میتُخت (اسطوره، Myth) آن را به جمشید شاه پیشدادی پیوند می دهند، همچنانکه این جشن تا امروز به نام جشن نوروز جمشیدی آوازه مند است.

‌گویند به زمان جمشید شاه سرما و توفان بزرگی ایرانویچ را فرا می‌گیرد و در پایان سال سوم، در آغاز بهار سرما و توفان به پایان می‌رسد و به شادی آن، جشن بزرگی برپا می کنند، که جشن نوروز می‌نامند.

داستان دیگری چنین می‌گوید: جمشید شاه پس از یک زنجیره بهسازی های چپیره‌ای (اجتماعى) بر تخت زرین نشست و دوری (فاصله) میان دماوند تا بابل را در یک روز پیمود و آن روز، روز هرمزد از فروردین ماه بود. چون مردم این شگفتى را از وى بدیدند، جشن گرفتند و آن روز را نوروز خواندند.

جشن نوروز پر بار از فرزانش کهن ایرانی است و هنوز جای بسیار برای کاوش دارد و هرچه گفته شود کم است. اگر به گذشته باز گردیم و آیین‌های فراموش شده‌ای همچون بابا نوروز (عمو نوروز)، خواجه پیروز (حاجی فیروز)، پنجه یا بهیزک و... را نیز به آن بیافزاییم، خواهیم دید که جشن نوروز بسیار گسترده‌تر از آن چیزی است که امروز هست.

جشن نوروز با همه‌ی دشمنی‌هایی که در درازای زمان دیده و می‌بیند، هنوز استوار و پا برجا خود را به رخ جشن های جهان می کشد.

سبزه یا ششه:

 ایرانیان باستان ده روز مانده به جشن نوروز، به انگیزه‌ی فراوانی در سال نو، سه سینی سبزه از گندم و جو و ارزن به نماد هومت = پندار نیک، هوخت = گفتار نیک و هوورشت = کردار نیک، می کاشتند. رنگ سبز آنان، رنگ پاترمی (ملی) ایرانیان و کیش زرتشت است که نماد امرداد امشاسپند "بی مرگی و جاودانگی" است و آن را مایه‌ی بالندگی فروَهر درگذشتگان می‌دانستند.

همچنین در گذشته ایرانیان باستان دانه‌‌های گندم، جو، برنج، لوبیا، میچوک (عدس)، ارزن، نخود، کنجد، باسمر (باقلا)، کاجیله، بلال، و ماش به شماره‌ دوازده ماه را در ستون‌هایی از خشت خام بر می آوردند که بالیدن هر یک را به شگون نیک می گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو مایه‌ی فزونی و باروری خواهد بود.

 اندیشه و فرزانش خانه تکانی:

 ایرانیان باستان و زرتشتیان امروز بر این باور هستند که فروَهر مردگان {ریشه‌ واژه‌ی فروردین} در این روز‌ها برای سرکشی بازماندگان خود به زمین فرود می آیند و اگر خانه را پاکیزه، آراسته و بستگانشان را شاد ببینند، شادمند می شوند و برای باز ماندگان خود نیایش می کنند و گر نه، اندوهگین و افسرده باز می گردند.

با خانه تکانی، کاشانه‌ی خود را برای برگزاری باشکوه تر جشن نوروز از بیرون و درون پاکیزه، آماده و آراسته می‌کنند. خانه تکانی همچنین نشان از فرزانش کهن ایرانی دارد که می‌گوید در پی آشفتگی، آراستگی و پاکیزگی می آید.

همه‌ی خانه برای پاکیزگی زیر و رو می شد، چیزهای کهنه را به دور می ریختند و در آن میان شکستن کوزه را که جایگاه آلودگی ها و اندوه‌های یک ساله بود بایسته می دانستند. یاد آوری می‌شود که آیین شکستن کوزه در جشن چهارشنبه سوری هم انجام می‌شود.

 هفت سین:

 یکی دیگر از آیین و پیک نوروزی سفره‌ی هفت سین است که شمار آن از هفت امشاسپندان آیین زرتشت سرچشمه می‌گیرد. دکتر بهرام فره وشی در جهان فروری، ریشه واژه هفت سین را از چیدن "هفت سینی" بر خوان نوروزی می داند که به آن هفت سینی می ‌گفتند، که هفت خوراکی را در سینی می‌گذاشتند! با  گذشت زمان و افتادن "ی" پایانی آن به گونه هفت سین در آمد. به گفته دکتر بهرام فره وشی هنوز هم در برخی از روستاهای ایران این سفره را، سفره‌ هفت سینی می گویند.

درباره چیدن هفت سین نوشتار زیر را از دکتر ناصر انقطاع بخوانید:

پنج ویژگی و نکته ی در خور نگرش درباره ی هفت سین های باستانی و کهن که از زمان باستان تا امروز ، از سوی نیاکان ما ، بر خوان نوروزی می نهادند این است.

 1- نام آنها پارسی باشد.

 2- با حرف سین آغاز شود.

 3- دارای ریشه گیاهی باشند.

 4- خوردنی باشد.

 5- نام آنها از واژه های ترکیبی ساخته نشده باشد.

با این نگرش سیب ، سیر ، سماغ ، سرکه ، سمنو ، سبزی یا سبزه و سنجد  هفت سینی هستند که همه دارای این ویزگی می باشند.

 چیزهایی که روی سفره‌ی هفت سین می چینند بدین شمارند:

 سیر: نماد اورمزد

 سماک (سماغ): چاشنی زندگی فرشته بهمن و نماد باران

 ششه یا سبزه: نماد پندار نیک، گفتار نیک، و کردار نیک فرشته اردیبهشت

 سمنو: مایه‌ی سرشته (خمیر)، نماد خوبی برای زایش و باروری گیاهان به میانجی فروَهران فرشته شهریور

 سیب سرخ: نماد سپندارمد امشاسپند، فروتنی و مهر و شیدایی

 سنجد: فرشته خورداد سرچشمه‌ی دلدادگی و باروری و زایندگى

 سرکه:  گندزدایی و پاکیزگی فرشته امرداد نماد جاودانگی

 البته غیر از این گیاهان و میوه هاى سفره نشین، خوان نوروزى اجزاى دیگرى هم داشته است که بدین معنی می باشد.

  آب: نماد خورداد امشاسپند، تندرستی، رسائی

 نسک (کتاب) سپند (مقدس، saint): نماد اهورامزدا {بر پایه‌ی باور هر کسی، زرتشتیان: گات‌ها، یهو‌یان: تورات، مسلمانان: قرآن، مسیحیان: انجیل و برخی حافظ و...}

 آفرینگان یا آتشدان یا امروزه شماله (شمع) و شماله‌دان (شمعدان): نماد اردیبهشت امشاسپند، راستی، پاکی و روشنایی

 شیر و تخم مرغ: نماد وهمن امشاسپند، پندار نیک و نوزایی

 اسپند و آویشن: نماد تندرستی و فرخندگی

 نارنج: نماد گوی زمین و گردی آن

 گلاب: نماد آب ریزان یا آب پاشان

 آینه: نماد درخشندگی

 انار: نماد پارسایی و پاکی



برچسب‌ها: