تاريخ : ۱۳٩٢/۱٢/۱ | ٢:۳٢ ‎ق.ظ | نويسنده : ملیکا دشتی

 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/۱۳ | ۱:٥٤ ‎ب.ظ | نويسنده : ملیکا دشتی

دوستان عزیز قرار دادن این مطالب به هیچ عنوان تایید افراد نمی باشد بلکه صرفا جهت

به تصویر کشیدن خوش گذرانی های دربار میباشد

 چه شد سکینه وخدیجه (کلفت های دربار شاهنشاه) مهستی وهایده خواننده شدند؟


نویسنده کتاب خاطرات من و فرح در این مورد می‌نویسد: «... دو نفر هم از داخل دربار پا به عالم هنر گذاشتند. دو خواهر آوازه خوان معروف به مهستی و هایده. این دو خواهر که نام اصلی آنها سکینه و خدیجه ده بالا بود از سنین جوانی در کاخ سعدآباد کلفتی می‌کردند. هر دو خواهر را احترام شیرازی (ندیمه تاج الملوک مادر شاه) به کاخ آورده بود.

احترام شیرازی همه کاره کاخ مادر شاه بود و این دو دختر هم در کاخ خدمت می‌کردند. برخی شب‌ها ملکه مادر بزم خصوصی راه می‌انداخت و گروهی نوازنده و خواننده در آن محفل هنر نمایی می‌کردند. گاهی اوقات سکینه و خدیجه که بعدها با نام مهستی و هایده از آوازه خوانان معروف شدند در موقع خوانندگی و نوازندگی مطرب‌ها به تشویق احترام الملوک وارد گود شده و خودی نشان می‌دادند.

در یکی از شب‌ها صدای مهستی و هایده مورد توجه رهبر ارکستر گلها قرار می‌گیرد و از تاج الملوک تقاضا می‌کند اجازه دهد این دو دختر را به استودیوی ضبط رادیو برده و از آنها تست صدا بگیرد به این ترتیب کلفت‌های کاخ تاج الملوک سر از برنامه شعر و موسیقی رادیو ایران در آوردند و پس از اجرای یکی دو ترانه به آوازه خوان های طراز اول تبدیل شدند.

این دو خواهر در مدت کوتاهی به ثروت هنگفتی رسیدند و علاوه بر اینکه شب‌ها از بابت چند ساعت خوانندگی در کاباره‌های درجه اول تهران دستمزد هنگفتی می‌گرفتند با ارتباطی که در محافل درباری و دولتی به هم زده بودند به کارچاق‌کنی و دریافت حق و حساب‌های کلان هم اقدام می‌کردند.

از جمله کسانی که با حمایت این دو آوازه خوان به پست و مقام رسید منوچهر آزمون رئیس سازمان اوقاف بود که پس از تصدی این پست نان و آب دار مقداری از زمین‌های مرغوب اوقافی را در اختیار این دو خواهر قرار داد. جالب این که این دو خواننده یکسال به پیروزی انقلاب مانده با شم قوی خود که در رجال سیاسی رژیم شاهنشاهی وجود نداشت جهت وزش باد را نامساعد تشخیص داده و با جمع آوری دارائی‌های خود روانه آمریکا شدند!


برچسب‌ها:

تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/۳٠ | ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ | نويسنده : ملیکا دشتی

 

کجایی کبری جان؟

هنوز زنده ای؟

ازدواج کرده ای؟

به بچه هایت یاد دادی کتاب را زیر درخت رها نکنند؟

بیا کبری جان! بیا و کتاب های دبستانی امروز را ببین

  بیا و ببین خبری از تصمیم کبری نیست

بیا و ببین که بچه های امروز دیگر نیازی ندارند کتاب هایشان را سالم و تمیز نگاه دارند تا سالهای بعد برادران و خواهران دیگر از آنها استفاده کنند

بیا و ببین خواهر برادری وجود ندارد که بعدا از کتاب ها استفاده کند

اینجا همه تک فرزند شده اند کبری جان

بیا و ببین که دیگر خانه ای نمانده که حیاط داشته باشد و باغچه و درختی ...

بیا کبری جان

بیا تا با هم به یاد تصمیم آن روزهایت گریه کنیم....!!


برچسب‌ها:

تاريخ : ۱۳٩٢/٩/٢۳ | ٧:٠٥ ‎ق.ظ | نويسنده : ملیکا دشتی

وقتی ملیکا هنرمند می شود....

نقاشی روی شیشه

درست کردن میوه های حجمی

میخواستم این کارروبااسفنج انجام بدم ولی نهایتا باخمیرکاغذانجام دادم


برچسب‌ها:

تاريخ : ۱۳٩٢/٩/٩ | ٧:۱٠ ‎ق.ظ | نويسنده : ملیکا دشتی

 

ادبیـــــــــــــــــــــــات محرمـــــــــــــــ

بعضی شعارنویسی مای محرم امسال

فکر می کنین چه چیزی داره فرهنگ مارو خدشه دار می کنه


برچسب‌ها:

تاريخ : ۱۳٩٢/٩/۱ | ٦:٥٩ ‎ق.ظ | نويسنده : ملیکا دشتی

تو یک وب گردی باعکس عروس ودامادی برخورد کردم تصمیم گرفتن به جای  رفتن  به آتلیه و باغ برای عکاسی  محل هایی را برای عکاسی انتخاب کردند که ما هر روز آن را تجربه میکنیم و دیگر برای مان عادی شده است خیابان ها، اماکن عمومی و نمادهای فرهنگی و تبلیغاتی شهر که در حالت عادی چهره اندود شده از قدیمی و جدید هستند و برایمان صمیمت و احساسی ایجاد نمیکند ولی حضور این زوج خلاق احساس متفاوتی به ببیننده القاء میکند .من اسمشوگذاشتم .افراط درروشنفکری!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شماچطور؟؟

 

 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : ۱۳٩٢/۸/۳٠ | ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ | نويسنده : ملیکا دشتی

 وقتی ساپورت مدمیشه

 

 

احساستون  از  این مد چیه؟؟؟؟


برچسب‌ها:

تاريخ : ۱۳٩٢/۸/٢٩ | ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ | نويسنده : ملیکا دشتی

امشب خیلی اتفاقی  باخبرشدم یکی ازدوستان خوب مجازی

والبته همشهریمون بارش جان که بانام از شیرمرغ آبی تا جون آدمی زاد

درلینک دوستانم هست درغم ازدست دادن مادرش عزادار است برای این دوست

عزیز آرزوی صبر وشکیبایی دارم..

نام مادر راباید بازرنوشت

بردیواردل ودرب بهشت

(دوستان خوبم برای شادی روح آن عزیزمادروتسلی دل فرزندانشون هرچندتامیتونین

حمدوقل هوالله هدیه کنین ممنون مهربونای من)

 


برچسب‌ها:

تاريخ : ۱۳٩٢/۸/٢۳ | ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ | نويسنده : ملیکا دشتی

 چادر مشکی

 

 

 

همین‌طور که با بادبزنِ دستی خودش را باد می‌زند

با یک لحن ترحّم‌آمیز می‌پرسد:

«شما با این چادر مشکی ، توی این هوای گرم آب‌پز نمی‌شی؟!

از این به بعد که دیگه واویلا می‌شه از گرما! با این چادر کلافه نمی‌شی؟!»

می‌آیم بگویم سخت که هست ولی... ولی نمی‌گویم، کسی انگار درِ گوشم زمزمه می‌کند:

قُل نارُ جهنَّم اَشدّ حرَّا.

«بگو: آتش جهنّم گرم‌تر است.» آیه ٨١ سوره توبه


برچسب‌ها:

تاريخ : ۱۳٩٢/۸/٢٠ | ۱:٤٥ ‎ق.ظ | نويسنده : ملیکا دشتی

کلیک نکنی

 

 

حالا که کردی من بی تقصیرم


برچسب‌ها: تمیزکردن مانیتور

تاريخ : ۱۳٩٢/۸/۱۸ | ٧:٤٥ ‎ق.ظ | نويسنده : ملیکا دشتی

ماکتی ازنمادهای واقعه کربلاکه خودم برای مراسم عزاداری مدرسه درست کردم


برچسب‌ها: ماکت محرم, ماکت عزاداری, حضرت رقیه, ماکت خرابه شام

تاريخ : ۱۳٩٢/۸/۱۱ | ۸:۱٢ ‎ق.ظ | نويسنده : ملیکا دشتی

 آثار خارق العاده از گرافیستی هنرمند و خلاق خاویر پرز را مشاهده میکنید. او با استفاده از اشیاء عادی و روزمره و ترکیب آنها با طراحی های ساده تصاویر بی نظیری خلق کرده است.



 

 

 


برچسب‌ها: